فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
125
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
هستند كه امپراطورى چند قرنهء آنها را برانداختهاند و به همان حال و روزى افتادهاند كه در گذشته هنگام كوچيدن از سكا داشتند . با اينكه مردان جنگى و اشراف تركمان هنگامىكه سيادت و ثروتى داشتند زندگانى را در آوارگى و خانه بدوشى نمىگذرانيدند بلكه به جنگ مىرفتند و به مشاغل سياسى مىپرداختند - و حال آنكه ديگر افراد قوم به نگهبانى گلههاى خويش سرگرم و شبيه امروز زندگانى شبانى داشتند - اين امر بهيچوجه مانع از آن نبوده است كه در بين خانه بدوشان نيز مردانى جگردار و شجاع بوجود آيد كه در زمانهاى مختلف زير عنوان رئيس قبيله عليه پادشاهان قيام كنند ؛ چنان كه در همين زمان نيز شاه عباس ناگزير گرديده است شورشها و قيامهاى تركمانان را در خون گروهى كثير از آنان كه عليه وى مسلحانه قيام كرده بودند خفه كند . تركمانان بعد از آنكه بيش از ششصد سال در اين نواحى زيسته بودند و پس از آنكه با لشكر - كشيهاى مسيحيان به بيت المقدس سلاطين خود را از دست دادند ، در آسياى صغير سكونت گزيدند و به قبايل مختلف تقسيم شدند و با فرمانروائى بر اقوام سست عنصر و ضعيف آن نواحى روزگار مىگذاشتند . از آن پس با آنكه گهگاه فرمانروايان كوچكى بين آنها پديد شد شاه قدرتمند يا دليرى كه بتواند بر همگان مسلط گردد و به ضبط سرزمينهاى همسايگان بپردازد نداشتند بلكه بدانچه تقدير نصيبشان كرده بود و براى تغذيهء گلههاشان كفايت مىكرد قناعت مىورزيدند . با اينكه تفرق تركمانان و تقسيم شدن آنها به قبايل مختلف مجالى بود تا امپراطوران مسيحى قسطنطنيه مالك الرقاب سراسر آسيا و ماوراء توروس « 104 » كه بدانها تعلق داشت گردند ، ضعف و سست عنصرى چنان آتش شهامت و شجاعت ديرين را در آنان كشته بود كه هنگام عبور كاتوليكهاى اروپا از سوريه ، به جاى آنكه از عبور آنها استفاده كنند و به فتوحاتى دست زنند ، تنها به كمكهاى كوچكى از قبيل گشودن راههائى كه بوسيلهء عثمانيها قطع
--> ( 104 ) Taurus